فکر کنم برای دومین بار بود که این کتاب را خواندم.کلا من این نویسنده رو دوست دارم و از سبکش خوشم میاد.

به نظرم بدور از شعارهای فمینیستی ،زنانگی در نوشته هاش موج میزنه و گاهی احساس میکنم که حرفای دل همه زنا رو داره میزنه.

قسمت های زیبایی از کتاب
  • هر بار که عاشق می شدیم حس می کردیم ثروت مند هستیم و دوباره وقتی عشق تمام می شد
  • فقر و تنگ دستی به ما روی می آورد .
  • می دانی چه چیزی باعث بدبختی ما می شود ؟ حقیقت اینکه دیگر احساس گناه نمی کنیم .
  • ما خودمان را گول می زنیم و تصور می کنیم کسانی را که دوست داریم با دیگران فرق دارند .
  • روز به روز بیشتر می فهمم که انسان باید خودش را از دست احساسات بی دلیل و بیهوده خلاص کند .
  • گذشت زمان خیلی مهم تر و قوی تر از کلمات است .
  • فکر می کنم هر چیز باید یک روز شروع شود ، حتی عشق ، این طور نیست ؟
  • ما همیشه هم قدرت این را نداریم که هر طور شده از عقاید خود دفاع کنیم . گاهی انسان می فهمد که پول هم در زندگی لازم است .
  • قبول کردن آزادی درست قبول کردن بی قراری و شک و تردید زندگی است .
  • فقط یک معجزه می توانست کار را درست کند و او از بس بدبختی کشیده بود دیگر نه به خدا اعتقاد داشت و نه به معجزه .
  • من حقایق را راحت تر از کلمات درک می کنم .
  • دیر یا زود باید بین خوشبختی و عقل یکی را انتخاب کرد.